تبلیغات
عشق




قطعه كوتاه عاشقانه و زیبایی با موضوع غصه...

چرا غصه ؟! چرا؟؟؟؟ خدا هست...





ماه من غصه چرا؟




آسمان را بنگر كه هنوز بعد صد ها شب و روز 

مثل آن روز نخست 

گرم و آبی پر از مهر به ما می خندد 


یا زمینی را كه دلش از سردی شب های خزان 

نه شكست و نه گرفت 

بلكه از عاطفه لبریز شد و 

نفسی از سر امید كشید 

و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت 

تا بگوید كه هنوز پر از امنیت و احساس خداست 






ماه من غصه چرا 

تو مرا داری و من 

هر شب و روز 

آرزویم همه خوشبختی توست 

ماه من دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن 

كار آن هایی نیست كه خدا را دارند 

ماه من غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید 

یا دل شیشه ای ات از لب پنجره ی عشق، زمین خورد و شكست 

با نگاهت به خدا چتر شادی وا كن 

و بگو با دل خود كه خدا هست خدا هست 

او همانی است كه در تارترین لحظه ی شب 






راه نورانی امید نشانم می داد 

او همانی است كه دلش می خواهد 

همه زندگی ام غرق شادی باشد 

ماه من غصه اگر هست بگو تا باشد 

معنی خوشبختی، بودن اندوه هست 

این همه غصه و غم این همه شادی و شور 

چه بخواهی و چه نه، میوه ی یك باغ اند 






همه را با هم و با عشق بچین 

ولی از یاد مبر پشت هر كوه بلند 

سبزه زاری است پر از یاد خدا 

و در آن باز كسی می خواند 

كه خدا هست خدا هست و چرا غصه؟ 

پشت هر کوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا !

و در آن باز کسی می خواند ، که خدا هست ، خدا هست 

چرا غصه ؟! چرا؟ 

خدا هست...


+ نوشته شده در دوشنبه 13 تیر 1390 ساعت 07:07 ب.ظ توسط مجنون مجنونی نظرات |





?