تبلیغات
عشق





اخرین لحظه ی رفتن تو یادم نمی ره

اشكا دونه دونه رو گونه ی من نشسته بود

دلم از جور زمونه خسته بود

وقتی كه تو بوسه هاتو می دادی

انگاری اتیش به قلبم می زدی

نوبت من كه رسید انگاری دیرت شده بود

عشق بی دلیل من دست و پا گیرت شده بود

با نگاه تو به ساعت دل من شكست و ریخت

شیشه ی عمر منم تموم شدو هیشكی ندید

تو می رفتی رو تن برگای خیس

فكر می كردم تو خیالت كسی نیست

عمریه چشم به درم منتظر نامه های سالی یه بار

من می خوام ببینمت تو و خدا فقط یه بار

به خدا دلم دیگه جای شكستن نداره

پیش قلب بی وفات نگاه من كم میا ره

امان از خوش خیالی در به دری اوارگی

دیگه لعنت می فرستم به تو لعنت زندگی

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 مرداد 1390 ساعت 03:50 ب.ظ توسط مجنون مجنونی نظرات |





?